1- ارزش اقتصادي حيات وحش : برابر بهره ي سپرده اي است در بانك كه از آن سود برده مي شود. مثل فروش پروانه ي شكار، اكوتوريست(توريست همراه طبيعت)، فروش تروفه، توليد به منظور استفاده از گوشت و ...
مثلا درآمد دو كشور كنيا و تانزانيا فقط از حيات وحش مي باشد. در تانزانيا پارك ملي سرنگتي وجود دارد كه داراي نقش مهمي در تامين درآمد اين كشور دارد. به طوري كه يكي از اقتصاد دانان حيات وحش برآورد كرده كه يك ماده شير طي هفت سال از عمر خود در كشور كنيا 512 هزار دلار درآمد كسب مي كند، در حالي كه اگر اين شير به خاطر استفاده از پوستش كشته شود، فقط 10 هزار دلار ارزش دارد.
2- ارزش تفرجي، تفريحي و زيبا شناختي : گونه هاي شكاري وحشي تامين كننده ي تفريحات سالم براي شكارچيان و صيادان هستند.
هر سال 50% از مردم آمريكا و 84% از مردم كانادا اوقات فراغت خود را صرف تماشاي پرندگان و عكس برداري از آنها مي كنند.
3- ارزش بيولوژيك (زيستي ) : منظور نقش و اهميت حيات وحش در اكوسيستم ها است.در واقع حيات وحش ارزش و كاركرد مهمي در پايداري اكوسيستم ها و چرخه هاي مواد و انرژي دارند. مثل گراز(Sus scrofa) كه در انتشار دانه ها در طبيعت و زير و رو كردن خاك نقش مهمي دارد. از ديگر مثال هاي اين ارزش ميتوان به موارد زير اشاره كرد :
تنظيم جمعيت ها، كنترل موجودات بيماري زا، از بين بردن لاشه ي حيوانات اهلي و وحشي و....
4- ارزش علمي و پژوهشي : از بعضي از انواع حيات وحش در آزمايشگاه ها به عنوان نمونه استفاده مي شود. به عنوان مثال مي توان از استفاده از پرندگان به عنوان گونه هاي انديكاتور(شاخص) نام برد.
5- ارزش اجتماعي : پيامد ارزش اقتصادي حيات وحش است. اين ارزش در نتيجه ي كسب درآمد از حيات وحش است كه باعث بالا رفتن آگاهي در مورد گونه ها مي شود.
6- ارزشهاي منفي حيات وحش : مثل هزينه هايي كه صرف كنترل، پيشگيري و ترميم خرابي هاي حاصل از حيات وحش ميشود.
نمونه هاي بارز گونه هايي كه آفت مزارع و دامها هستند عبارتند از : گراز(Sus scrofa)، گرگ(Canis lupus)، تاپير(Tapire)، تشي(Hystrix indica) و ...















