تبليغاتX
انجمن دوستداران حیات وحش ایران

انجمن دوستداران حیات وحش ایران

وبلاگ رسمی انجمن دوستداران حیات وحش ایزان (همدان)

(Biogeogerafical Regions) مناطق جغرافيايي زيستي

 

بر اساس ويژگي هاي اقليمي و ساير ويژگيهاي اكولوژي، زيستگاهها به چند گروه عمده در دنيا تقسيم شده اند. كه در هر كدام از اين مناطق گونه هاي گياهي و جانوري كه با اين شرايط سازگاري دارد يافت ميشود.
اين مناطق عبارتند از :

Nearctic Region-1: شامل آمريكاي شمالي و شمال مكزيك.

Oriental Region-2: شامل هند، جنوب شرقي آسيا كه در برگيرنده ي فيليپين، مالزي، اندونزي و جزاير كوچك اقيانوس هند مي باشد. 

Australian Region-3: شامل استراليا، تاسمانيا، زلاندنو و جزاير كوچك اطراف استراليا مي باشد.

 

Palearctic Region-4: بزرگترين منطقه ي زيستي جهان است كه شامل شمال آسيا، آسياي مركزي،اروپا، شمال آفريقا، شبه جزيره ي عربستان و خاورميانه مي باشد. در قسمت جنوبي اين ناحيه تنوع بيشتري مشاهده مي شود.

Neotropical Region-5: اين منطقه شامل آمريكاي جنوبي، جنوب مكزيك، كوبا، پورتوريكو و هائيتي است. از ويژگي هاي اين منطقه، تنوع بالا مي باشد.

 

Ethiopic Region-6: شامل آفريقاي مركزي و قسمتي از شبه جزيره ي عربستان است. در اين منطقه گونه هاي اندميك (بومي) فراواني وجود دارد كه بعضي از آنها در حال انقراض هستند.

Oceanic Region-7: دربرگيرنده ي زيستگاههاي آبي با جزاير پراكنده ي داخل آن است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1384ساعت 11:21 PM  توسط فرزاد شاهرخی  | 

دوستان ! آيا تا حالا شده از خودمون بپرسيم منابع طبيعي چيه؟
اصلاً آيا تا حالا اين كلمات رو فقط شنيديم يا به مفهومش هم پي برديم؟
اگه مي گيم انسان در برابر محيط زيستش مسئوله آيا اين مسئوليت رو با تمام وجود احساس كرديم يا نه ؟
دوست دارم به اين سئوال ها خوب فكر كنيد و نظرتون رو حتماًُ در موردش برام بذاريد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384ساعت 9:29 PM  توسط فرزاد شاهرخی  | 

اول از همه سلام
دوم اينكه، من يه عذرخواهي به همه بدهكارم. بابت اينكه دير آپ دیت كردم. البته يه شعر و مطلب قشنگ عليرضا رو براتون گذاشتم تا بعد سر فرصت خودم خدمتتون برسم.
يه توضيح هم راجع به عكس يوز پلنگ بدم، و اون اينكه اين عكس مربوط به ماريتاي خدا بيامرز نيست. توي چند تا مجله و جزوه عكسش رو داشتم ولي فرصت نشد كه اونا رو اسكن كنم. به اميد خدا باشه براي يه فرصت ديگه كه خواستم ماريتا رو كامل معرفي كنم حتماً ازشون استفاده مي شه.
از همه ي شما دوستاي گلم هم كه وقت مي ذاريد و اين وبلاگ رو مي خونيد تشكر مي كنم. و صميمانه پذيراي مطالب جالب و قشنگتون در مورد طبيعت، محيط زيست و به خصوص حيات وحش هستم تا با اسم خودتون اينجا ازش استفاده بشه.
كلاً مي خوام بگم كه اين وبلاگ رو متعلق به خودتون بدونيد.
چون با كمكها، راهنمايي ها و نظرات شماست كه مي تونه پر بار و آموزنده باشه. شايد بتونه حرفهاي نگفته رو به گوش اونايي كه بايد بشنون برسونه و حرفاي گفته شده رو هم باز تكرار كنه تا شايد كساني كه نمي خوان بشنون يا مي شنون ولي .... !!!! به تكون بيان و يه فكري براي اين آشفته بازار محيط زيست ايران عزيزمون به ويژه حيات وحش در خطر تهديدش بكنن.


خوب بگذريم. بحث داشت سياسي مي شد !!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384ساعت 8:45 PM  توسط فرزاد شاهرخی  | 

تا یادم نرفته بگم که این مطالب از دوست خوبم آقای علیرضا همراهیان بود که با اجازه ی ایشون تو وبلاگ گذاشتم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 9:12 PM  توسط فرزاد شاهرخی  | 

سرآغاز

زندگي انسانها در جريان است و هيچكس توجهي به اطراف خود ندارد. همه در تلاش اند كه تنها زنده بمانند و به زندگي و زنده ماندن ديگر موجودات، كوچكترين اهميتي نمي دهند.
ديروز، نه ديروز بلكه سالها پيش، دوستداران محيط زيست و حيات وحش به گونه هاي جانوري منحصر به فردي كه در ايران به وفور يافت مي شدند افتخار مي كردند. براي همة آنها وجود شير ايراني، ببر مازندران و چندين و چند گونة ديگر، ماية مباهات بوداما اكنون فقط يادي از آنها باقي مانده است و ما بايد تاوان زياده طلبي انسان حتي در مورد محيط زيست را نيز پس بدهيم. ديروز شير ايراني، ببر مازندران و... منقرض شدند و اخيراً ماريتا رفت. آري ! خيلي از ما نام ماريتا هم به گوشمان نخورده است. اين علتش علاقة فراوان به طبيعت اطراف خودمان است !!
ماريتا، تنها يوز آسيايي در اسارت بود. آري ! در اسارت! و بالاخره هم مرد. اين است تاوان علاقة مفرط همة ما به طبيعت. يوزپلنگي بدن خسته و بي رمقش تاب نامهرباني هاي ما انسانها را نياورد و در گوشة اسارت مرد.
كاش ما همانگونه كه هر روز تبليغ حمايت و حفاظت حيات وحش و طبيعت را به گوش همگان مي رسانيم، كمي هم به طرح هاي كاغذي و در حد حرف جامة عمل بپوشانيم.
ماريتا مرد. اما انقراض و نابودي طبيعت و حيات وحش ادامه دارد و هيچكس هم توجه كافي به اين موضوع ندارد. ديروز نوبت شير ايراني و ببر مازندران بود، امروز نوبت ماريتا و چند گونة ديگر و فردا هم نوبت سياه گوش، ميش مرغ و چندين و چند گونة ديگر.
ما به آيندگان نقاشيهاي يوزپلنگ، گوزن زرد ايراني و بقية گونه ها را نشان خواهيم داد و خواهيم گفت اينها روزگاري در ايران مي زيسته اند.
به احترام ماريتا نيز هميشه به ياد خواهيم داشت كه ما انسانها حتي سريعترين دوندة طبيعت را اسير و مطيع كرديم. اگرچه در مورد ماريتا بهانة قشنگي داريم : (( او توله اي در حال مرگ بود كه نجات يافت. )) بهانة قشنگي است !!
اگرچه مرگ ماريتا هيچكس را (به جز معدودي از علاقمندان حيات وحش) متأثر نكرد،  اما ما هميشه ياد ماريتا ( تنها يوز آسيايي در اسارت) را گرامي مي داريم.


زيستن تنها حق ما انسانها نيست
كاش قدري هم به طبيعت فكر كنيم.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 9:4 PM  توسط فرزاد شاهرخی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 اسفند1384ساعت 5:37 PM  توسط فرزاد شاهرخی  | 

سلام


سلامم به داغي كه آتش گرفت    به گلهاي باغي كه آتش گرفت


سلامم به چشمي كه دريا گريست    به آن پاره ابري كه تنها گريست


سلامم به آلاله هاي صبور    به فوج كبوتر در امواج نور


سلامم به زخمي ترين سينه ها    به دستان تبدار از پينه ها


سلامم به دستي كه شالي نشاند    به دستي كه بر دار، قالي نشاند


 سلامم به خون سپيدارها    به خورشيد چشمان بيدارها


سلامم به آرامش دوستي    به نبض پر از خواهش دوستي


به شهري كه با عشق بيگانه است    دريغا! سلامم غريبانه است


خوشا روستايي كه رستن در اوست    به آب صفا جامه شستن در اوست


در آنجا كه كِشتن شرف مايه است    چه جاي شب و رخوت و سايه است؟


به آن مردم روستايي سلام    كه خورشيد خُلقند و خورشيد گام


سحر خنده بر يكدگر مي زنند    به نان از محبت شكر مي زنند


در آنجا كسي با كسي قهر نيست    هوا چرك و آلوده با زهر نيست


در كلبه ها باز، رو به خداست    مترسك، نگهبان جاليز هاست‏


در اين شهر اما چه ويران شديم    ز انوار الوان گريزان شديم


درختان شهري سرافكنده اند    هوا را به اندوه آكنده اند


در اينجا كسي با كسي يار نيست    دلي هم به عشقي گرفتار نيست


چنان دشمني با محق مي كنند،    كه آيينه ها نيز دق مي كنند


صداقت در اين شهر پژمرده است    دل عاشقان سخت آزرده است


بناي محبت فرو ريخته است    به دركوبها عقرب آويخته است


كلاغان رسوا كمين مي كنند    گُل عاشقي را وجين مي كنند


خس و خارها را بزك مي كنند    سيه بر تن شاپرك مي كنند


گلاب بهارانه گل مي شود    و گلبوته ها مشتعل مي شوند


در اينجا هنر را مذمت كنند    به اهل هنر درد قسمت كنند


سلامم به جنگل، به ساحل، به آب    به نجواي نيلوفر و آفتاب


سلامم به قمري، چكاوك، تذرو    به اِستادگان همچو افرا و سرو


سلامم به آبي، به فردا، به روز    به افكار شور آور و دلفروز


سلامم به گرماي دست تو دوست    دلم لحظه اي با دلت رو به روست


بگو عاشقي تا سلامت كنم    تمام دلم را به نامت كنم


شهين محمدي
كتاب ((پس از سكوت))

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 اسفند1384ساعت 5:27 PM  توسط فرزاد شاهرخی  |